24 آبان 1347(15 نوامبر 1968) رهي معيري غزلسراي معاصردر 59 سالگي بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت. وي كه در سال 1288 خورشيدي (30 آوريل 1909) در تهران به دنيا آمده بود در موسيقي و نقاشي هم ذوق و مهارت داشت. رهي فرزند معيرالممالك يكي از رجال عصر قاجار بود. وي علاوه بر غزل ، مثنوي و ترانه هم مي سرود. در سال 1343 در تهران مجموعه اي از اشعار او تحت عنوان «سايه عمر» انتشار يافته بود. بر پايه اشعار رهي، دهها آهنگ موسيقي ساخته شده و به صورت ترانه در آمده اند كه معروفترين اين غزلها «سوز دل» عنوان دارد كه قبلا توسط بانو دلكش خوانده شده بود و اخيرا هم بانو «شكيلا» آن را خوانده است. ترانه هاي معروف ديگرش عبارتند از: «من از روز ازل»، «خزان عشق»، «تنها ماندم»، «شب جدايي»، «نواي ني» و ... رهي خود نيز چند آهنگ موسيقي ساخته است ازجمله آهنگ «ديدي كه رسوا شد دلم» و ... یادش گرامی باد .
۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه
24 آبان سالگرد درگذشت رهی معیری غزلسرای معاصر
24 آبان 1347(15 نوامبر 1968) رهي معيري غزلسراي معاصردر 59 سالگي بر اثر ابتلاء به سرطان درگذشت. وي كه در سال 1288 خورشيدي (30 آوريل 1909) در تهران به دنيا آمده بود در موسيقي و نقاشي هم ذوق و مهارت داشت. رهي فرزند معيرالممالك يكي از رجال عصر قاجار بود. وي علاوه بر غزل ، مثنوي و ترانه هم مي سرود. در سال 1343 در تهران مجموعه اي از اشعار او تحت عنوان «سايه عمر» انتشار يافته بود. بر پايه اشعار رهي، دهها آهنگ موسيقي ساخته شده و به صورت ترانه در آمده اند كه معروفترين اين غزلها «سوز دل» عنوان دارد كه قبلا توسط بانو دلكش خوانده شده بود و اخيرا هم بانو «شكيلا» آن را خوانده است. ترانه هاي معروف ديگرش عبارتند از: «من از روز ازل»، «خزان عشق»، «تنها ماندم»، «شب جدايي»، «نواي ني» و ... رهي خود نيز چند آهنگ موسيقي ساخته است ازجمله آهنگ «ديدي كه رسوا شد دلم» و ... یادش گرامی باد .۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه
21 آبان سالروز درگذشت موسیقیدان نامدار روح الله خالقي
21 آبان (12 نوامبر) سالروز درگذشت موسيقدان و ميهندوست نامدار و سازنده آهنگ سرود ملي "اي ايران"، روح الله خالقي است كه در 59 سالگي در سال 1965 (21 آبان 1344) در سالزبوگ اتريش درگذشت، جنازه اش به تهران منتقل و با تشريفات ويژه به خاک سپرده شد.خالقي در سال 1906 (1385 هجري) در كرمان به دنيا آمده بود. وي موسيقي را عمدتا نزد علينقي وزيري تحصيل كرده بود. خالقي همچنين فارغ التحصيل رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران بود. وي در سال 1323 انجمن موسيقي ملي ايران را پايه گذاري كرد. به همت خالقي كه شهرت به ملي گرايي داشت تاريخ دو جلدي «موسيقي ايران زمين» تاليف شد. خالقي در عين حال يك نويسنده بود و براي مجلات و به ويژه مجله «پيام نوين» مطلب مي نوشت.خالقي (به گفته خودش) چون در نصرت الله معينيان احساسات وطندوستانه و در كارهايش پاكدامني و صداقت ويژه مشاهده كرد حاضر شد كه مشاور موسيقي راديو ايران شود و به ايجاد برنامه «گلها» كمك كند كه برخي او را مبتكر اين برنامه مي دانند. خالقي كه بر انواع فرضيه هاي موسيقي و علوم صدا تسلط كامل داشت در زنده كردن موسيقي اصيل ايراني خدمات ارزنده بعمل آورد از جمله توجه به چنگ رودكي. وي بود كه توصيه مي كرد ريشه موسيقي ايراني و واژه هاي گمشده پارسي را بايد در ميان تاجيكها و مردم جنوب روسيه و قفقاز شمالي جستجو كنند.
صدها آهنگ جاويدان از خالقي باقي مانده است كه معروفترين آنها آهنگ سرود «اي ايران» است كه شعر آن را «حسين گلگلاب» استاد وقت دانشگاه تهران (و عضو فرهنگستان ايران) سروده است. اين سرود در سال 1323 (1944 و در جريان اشغال نظامي ايران از سوي متفقين) تكميل شد. انگيزه سرودن اين شعر، مشاهده بي حرمتي هاي نظاميان اشغالگر بود كه از تاريخ و تمدن ايرانيان بي خبر بودند و قضاوتشان بر پايه مشاهده وضعيت روز بود.
سرود «اي ايران» در دهه 1960 در كنفرانس بين المللي بررسي سرودهاي ملي، موثرترين - برانگيزاننده ترين و ميهنگرا ترين سرود ملي كشورها شناخته شده است كه هر ايراني با شنيدن آن برانگيخته و آماده فداكاري براي ميهن مي شود.
طبق يك آمار، در ربع قرن منتهي به 1385 (2006 ميلادي) نوار و سي دي سرود «اي ايران، اي مرز پرگهر ـ اي خاكت سرچشمه هنر» ... «مهر تو شد چون پيشه ام ـ دور از تو نيست انديشه ام» ... «در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ـ پاينده باد خاك ايران ما» بيش از هر آهنگ و سرود فارسي ديگر توليد و تقريبا در خانه هر ايراني در درون مرز و برون مرز وجود دارد.
صدها آهنگ جاويدان از خالقي باقي مانده است كه معروفترين آنها آهنگ سرود «اي ايران» است كه شعر آن را «حسين گلگلاب» استاد وقت دانشگاه تهران (و عضو فرهنگستان ايران) سروده است. اين سرود در سال 1323 (1944 و در جريان اشغال نظامي ايران از سوي متفقين) تكميل شد. انگيزه سرودن اين شعر، مشاهده بي حرمتي هاي نظاميان اشغالگر بود كه از تاريخ و تمدن ايرانيان بي خبر بودند و قضاوتشان بر پايه مشاهده وضعيت روز بود.
سرود «اي ايران» در دهه 1960 در كنفرانس بين المللي بررسي سرودهاي ملي، موثرترين - برانگيزاننده ترين و ميهنگرا ترين سرود ملي كشورها شناخته شده است كه هر ايراني با شنيدن آن برانگيخته و آماده فداكاري براي ميهن مي شود.
طبق يك آمار، در ربع قرن منتهي به 1385 (2006 ميلادي) نوار و سي دي سرود «اي ايران، اي مرز پرگهر ـ اي خاكت سرچشمه هنر» ... «مهر تو شد چون پيشه ام ـ دور از تو نيست انديشه ام» ... «در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما ـ پاينده باد خاك ايران ما» بيش از هر آهنگ و سرود فارسي ديگر توليد و تقريبا در خانه هر ايراني در درون مرز و برون مرز وجود دارد.
برچسبها:
روح الله خالقی ، ای ایران
رابطه خوش بینی و موفقیت در زندگی انسان
حقایق طاقت فرسای زندگی روزمره، فضای کمی برای خوش بینی باقی میگذارد. اما صبر کنید! هنوز جای امیدواری باقی است؛ در این دنیا چیزی به نام "هوش خوش بینی" نیز وجود دارد. این نوع خوش بینی هیچ یک از حقایق تلخ دنیای امروزی را انکار نمی کند، بلکه به دنبال یافتن راهی برای مقابله با مشکلات است. "مارتین سلیگمن" که کار اصلی زندگی خود را بررسی و مطالعه بر روی خوش بینی و شادی قرار داده، معتقد است که می توان هنر خوش بینی را آموزش دید و یاد گرفت.این مراحل پایه ای را در نظر بگیرید:
1- بر روی چیزی تمرکز کنید که قدرت کنترل آنرا داشته باشید : خود را درگیر مسائلی که از عهده تان خارج است نکنید. شاید نتوانید گرم شدن کره زمین را کنترل کنید، اما میتوانید در مصرف انرژی صرفه جویی کنید. شاید نتوانید کل سیستم شرکت را کامپیوتری کنید، اما می توانید خودتان را با مهارت های عرضه و تقاضای مدرن مجهز کنید.
2- وقایع را ارزیابی کرده و از متهم کردن خود دست بردارید : همیشه یک راه دیگر برای نگاه کردن به شرایط و موقعیت های مختلف وجود دارد. "لغو سفر هوایی باعث شد من به ملاقات مهمی که برنامه ریزی کرده بودم نرسم." کاری است که شده؛ تنها کاری که از دستتان بر می آید این است که ببینید چه کاری را می توانید جایگزین آن امر کنسل شده بکنید.
3- به اندازه "کافی" فکر کنید : زمانیکه توجه خود را به نداشته های خود معطوف می کنیم، به راحتی از فکر کردن به چیزهایی که داریم محروم می شویم. به عنوان مثال اگر در حال خواند این مقاله هستید می توانید به خود بگویید به اندازه کافی وقت، هوش و ذکاوت دارید و به کامپیوتر و اینترنت هم دسترسی دارید.
4- به دنبال جمع آوری واکنش های خوش بینانه باشید : مانند یک کشاوزر که از زمین زراعی خود مراقبت می کند شما هم وظیفه دارید تا از خوش بینی خود مراقبت کرده آنرا آبیاری کنید، غذا بدهید و در صورت لزوم حرص نمایید. همه ما در زندگی خود شاهد روزهایی بودیم که بدبینی به سراغمان آمده، همیشه باید با حقیقت مواجه شوید و مراقب باشید تا تخیل و تفکرات پوچ و منفی ذهنتان را اشغال نکنند. حدس و گمان را کنار بگذارید و با مسائل و مشکلات خود منطقی برخورد کنید. از خود بپرسید توانایی انجام چه کارهایی را دارید تا با پاسخ به آن احساس قدرت بیشتری در وجودتان ایجاد شود. باید به حقایق رجوع کنید و به دنبال گزینه های متفاوت باشید تا خدای نکرده به دام مطلبی که اکساندر گراهام بل به ما اخطار داده نیفتیم: "آنقدر به یک در بسته خیره نشوید تا دری را که باز است از خاطر ببرید."
سرانجام باید اظهار داشت که هوش خوش بین به درستی می داند که تغییر و بی نظمی غیر قابل اجتناب است و باید از آن مانند سایر موانع عبور کرد. در زمان بروز چنین شرایطی باید هر اقدامی که از دستتان برمی آید انجام دهید؛ همین که مستعد تلاش کردن باشید، کفایت می کند.
1- بر روی چیزی تمرکز کنید که قدرت کنترل آنرا داشته باشید : خود را درگیر مسائلی که از عهده تان خارج است نکنید. شاید نتوانید گرم شدن کره زمین را کنترل کنید، اما میتوانید در مصرف انرژی صرفه جویی کنید. شاید نتوانید کل سیستم شرکت را کامپیوتری کنید، اما می توانید خودتان را با مهارت های عرضه و تقاضای مدرن مجهز کنید.
2- وقایع را ارزیابی کرده و از متهم کردن خود دست بردارید : همیشه یک راه دیگر برای نگاه کردن به شرایط و موقعیت های مختلف وجود دارد. "لغو سفر هوایی باعث شد من به ملاقات مهمی که برنامه ریزی کرده بودم نرسم." کاری است که شده؛ تنها کاری که از دستتان بر می آید این است که ببینید چه کاری را می توانید جایگزین آن امر کنسل شده بکنید.
3- به اندازه "کافی" فکر کنید : زمانیکه توجه خود را به نداشته های خود معطوف می کنیم، به راحتی از فکر کردن به چیزهایی که داریم محروم می شویم. به عنوان مثال اگر در حال خواند این مقاله هستید می توانید به خود بگویید به اندازه کافی وقت، هوش و ذکاوت دارید و به کامپیوتر و اینترنت هم دسترسی دارید.
4- به دنبال جمع آوری واکنش های خوش بینانه باشید : مانند یک کشاوزر که از زمین زراعی خود مراقبت می کند شما هم وظیفه دارید تا از خوش بینی خود مراقبت کرده آنرا آبیاری کنید، غذا بدهید و در صورت لزوم حرص نمایید. همه ما در زندگی خود شاهد روزهایی بودیم که بدبینی به سراغمان آمده، همیشه باید با حقیقت مواجه شوید و مراقب باشید تا تخیل و تفکرات پوچ و منفی ذهنتان را اشغال نکنند. حدس و گمان را کنار بگذارید و با مسائل و مشکلات خود منطقی برخورد کنید. از خود بپرسید توانایی انجام چه کارهایی را دارید تا با پاسخ به آن احساس قدرت بیشتری در وجودتان ایجاد شود. باید به حقایق رجوع کنید و به دنبال گزینه های متفاوت باشید تا خدای نکرده به دام مطلبی که اکساندر گراهام بل به ما اخطار داده نیفتیم: "آنقدر به یک در بسته خیره نشوید تا دری را که باز است از خاطر ببرید."
سرانجام باید اظهار داشت که هوش خوش بین به درستی می داند که تغییر و بی نظمی غیر قابل اجتناب است و باید از آن مانند سایر موانع عبور کرد. در زمان بروز چنین شرایطی باید هر اقدامی که از دستتان برمی آید انجام دهید؛ همین که مستعد تلاش کردن باشید، کفایت می کند.
برچسبها:
خوش بینی ، موفقیت
۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه
هشتم آگوست سالروز پيروزي بزرگ ارتش ايران بر روميان
هشتم آگوست سال 40 پيش از ميلاد ارتش ايران با در هم شكستن ارتش روم، سوريه را پس گرفت . واحدهاي نظامي ايران سپس به پيشروي خود ادامه داده و فلسطين را هم تماما تصرف کردند. سناي روم كه چنين ديد، به ايران اعلان جنگ داد و سه سال طول كشيد تا تدارك اين جنگ كه براي آن لژيونرهاي رومي از سراسر متصرفات اين امپراتوري، از انگلستان و فرانسه و اسپانيا و آلمان گرفته تا شمال آفريقا، ايلريا (يوگسلاوي) و يونان احضار شده بودند فراهم شود .حمله به ايران در سال 36 پيش از ميلاد با 113 هزار سرباز زبده به فرماندهي ماركوس آنتونيوس (شوهر كلئوپاترا ملكه يوناني تبار مصر) آغاز شد. اين بزرگترين لشكركشي غرب به شرق در طول تاريخ تا سال 1990 بشمار آمده است. پيش از آغاز جنگ ، آخرين درخواست اكتاويوس امپراتور روم كه خواهان پس دادن پرچم هاي سربازان شكست خورده رومي در جنگ حران (كارهه) در سال 53 پيش از ميلاد شده بود از سوي مجلس عالي ايران (مٍهستان) رد شده بود . در جنگ حران هفت لژيون (لشكر) رومي و فرمانده آنان "كراسوس" نابود شده بودند. فرمانده نيروهاي ايران در آن جنگ سپهبد "سورنا" بود كه جنگ افزارهاي تازه به ميدان آورده بود و تاكتيك (تا آن زمان )بي سابقه اي را به كار بسته بود.
ماركوس نيز مانند كراسوس يكي از سه عضو شوراي عالي امپراتوري روم بود. در جنگ تازه، نيروهاي ايراني به فرماندهي فرهادچهارم، شاه انتخابي وقت، از تاكتيك حملات سريع و مكرر سواره نظام سبك اسلحه و كشاندن دشمن به ميداني كه از پيش تهيه شده بود و رها كردن آن در چنگ واحدهاي اصلي استفاده كردند و اين ارتش عظيم را متلاشي ساختند؛ به گونه كه با دادن 24 هزار كشته و هزاران اسير فرار كرد و اسيران رومي به منطقه اي كه امروز شهر اروميه است جهت پرداختن به كار كشاورزي فرستاده شدند. در آن زمان مركز آذربايجان شهري بود كه بقاياي آن به تخت سليمان معروف است.
ماركوس نيز مانند كراسوس يكي از سه عضو شوراي عالي امپراتوري روم بود. در جنگ تازه، نيروهاي ايراني به فرماندهي فرهادچهارم، شاه انتخابي وقت، از تاكتيك حملات سريع و مكرر سواره نظام سبك اسلحه و كشاندن دشمن به ميداني كه از پيش تهيه شده بود و رها كردن آن در چنگ واحدهاي اصلي استفاده كردند و اين ارتش عظيم را متلاشي ساختند؛ به گونه كه با دادن 24 هزار كشته و هزاران اسير فرار كرد و اسيران رومي به منطقه اي كه امروز شهر اروميه است جهت پرداختن به كار كشاورزي فرستاده شدند. در آن زمان مركز آذربايجان شهري بود كه بقاياي آن به تخت سليمان معروف است.
نويسندگاني كه خود شاهد صحنه هاي جنگ ماركوس و فرهاد چهارم بودند نوشته اند: ماركوس كه زير ضربات سواره نظام ايران قرار داشت پس از آخرين عقب نشيني كه به او اجازه داده شد از راه درياي سياه به قلمرو روم بازگردد از فرط ناراحتي و با مشاهده وضع آشفته سربازان خسته و گرسنه رومي به گريه كردن و اشك ريختن افتاده بود.
اكتاويوس درصدد جمع آوري قوا براي جبران اين شكست برآمد، ولي موفق نشد و پس از آن، روم دچار اختلافات داخلي شد و اكتاويوس كه بعدا سناي روم به او لقب "اوكوستوس" داد مجبور شد كه با ماركوس (شكست خورده از ايران) كه دلبندي به كلئوپاترا، وي را مقيم مصر كرده و به مصوبات سنا توجه نمي كرد بجنگد و از فكر جنگ با ايران خارج شود.
اكتاويوس درصدد جمع آوري قوا براي جبران اين شكست برآمد، ولي موفق نشد و پس از آن، روم دچار اختلافات داخلي شد و اكتاويوس كه بعدا سناي روم به او لقب "اوكوستوس" داد مجبور شد كه با ماركوس (شكست خورده از ايران) كه دلبندي به كلئوپاترا، وي را مقيم مصر كرده و به مصوبات سنا توجه نمي كرد بجنگد و از فكر جنگ با ايران خارج شود.
۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه
مهارت هاي دهگانه زندگي
خودآگاهي ، توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواستهها ، ترس و انزجار است . رشد خودآگاهي به فرد كمك ميكند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين معمولاً پيش شرط ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي مؤثر و همدلانه است .
همدلي
همدلي يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند . همدلي به فرد كمك ميكند تا بتواند انسانهاي ديگر را حتي وقتي با او متفاوت هستند بپذيرد و به آنها احترام گذارد . همدلي روابط اجتماعي را بهبود ميبخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايتكننده و پذيرنده ، نسبت به انسانهاي ديگر منجر ميشود .
ارتباط مؤثر
اين توانايي به فرد كمك ميكند تا بتواند بوسيله ارتباط كلامي و غيركلامي و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعيت ، نظر خود را بيان كند بدين معني كه فرد بتواند نظرها ، عقايد ، خواستهها ، نيازها و هيجانهاي خود را ابراز و به هنگام نياز بتواند از ديگران درخواست كمك و راهنمايي نمايد . مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران در مواقع ضروري از عوامل مهم يك رابطه سالم است .
روابط بين فردي
اين توانايي به ايجاد روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با انسانهاي ديگر كمك ميكند . يكي از اين موارد ، توانايي ايجاد روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي ، روابط گرم خانوادگي ، به عنوان يك منبع مهم نقش دارد .
تصميم گيري
اين توانايي به فرد كمك ميكند تا به نحو مؤثرتري در مورد مسائل تصميمگيري نمايد . اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصميمگيري كنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت .
توانايي حل مسئله
همدلي
همدلي يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند . همدلي به فرد كمك ميكند تا بتواند انسانهاي ديگر را حتي وقتي با او متفاوت هستند بپذيرد و به آنها احترام گذارد . همدلي روابط اجتماعي را بهبود ميبخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايتكننده و پذيرنده ، نسبت به انسانهاي ديگر منجر ميشود .
ارتباط مؤثر
اين توانايي به فرد كمك ميكند تا بتواند بوسيله ارتباط كلامي و غيركلامي و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعيت ، نظر خود را بيان كند بدين معني كه فرد بتواند نظرها ، عقايد ، خواستهها ، نيازها و هيجانهاي خود را ابراز و به هنگام نياز بتواند از ديگران درخواست كمك و راهنمايي نمايد . مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران در مواقع ضروري از عوامل مهم يك رابطه سالم است .
روابط بين فردي
اين توانايي به ايجاد روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با انسانهاي ديگر كمك ميكند . يكي از اين موارد ، توانايي ايجاد روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي ، روابط گرم خانوادگي ، به عنوان يك منبع مهم نقش دارد .
تصميم گيري
اين توانايي به فرد كمك ميكند تا به نحو مؤثرتري در مورد مسائل تصميمگيري نمايد . اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصميمگيري كنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت .
توانايي حل مسئله
اين توانايي فرد را قادر ميسازد تا بطور مؤثرتري مسائل زندگي را حل نمايد . مسائل مهم زندگي چنانچه حل نشده باقي بمانند ، استرس رواني ايجاد ميكنند كه به فشار جسمي منجر ميشوند .
تفكر خلاق
اين نوع تفكر هم به مسئله و هم به تصميمگيريهاي مناسب كمك ميكند . با استفاده از اين نوع تفكر ، راهحلهاي مختلف مسئله و پيامدهاي هر يك از آنها بررسي ميشوند . اين مهارت ، فرد را قادر ميسازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم خود دريابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميمگيري خاصي مطرح نيست ، با سازگاري و انعطاف بيشتري به زندگي روزمره بپردازد .
تفكر انتقادي
تفكر انتقادي ، توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است . آموزش اين مهارتها ، نوجوانان را قادر ميسازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانههاي گروهي مقاومت كنند و از آسيبهاي ناشي از آن در امان بمانند .
مقابله با هيجانات
اين توانايي فرد را قادر ميسازد تا هيجانها را در خود و ديگران تشخيص دهد ، نحوه تأثير هيجانها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجانهاي مختلف نشان دهد . اگر با حالات هيجاني ، مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود ، اين هيجان تأثير منفي بر سلامت جسمي و رواني خواهد گذاشت و براي سلامت پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت .
توانايي مقابله با استرس
اين توانايي شامل شناخت استرسهاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است . شناسايي منابع استرس و نحوه تأثير آن بر انسان ، فرد را قادر ميسازد تا با اعمال و موضعگيريهاي خود ، فشار و استرس را كاهش دهد .
تفكر خلاق
اين نوع تفكر هم به مسئله و هم به تصميمگيريهاي مناسب كمك ميكند . با استفاده از اين نوع تفكر ، راهحلهاي مختلف مسئله و پيامدهاي هر يك از آنها بررسي ميشوند . اين مهارت ، فرد را قادر ميسازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم خود دريابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميمگيري خاصي مطرح نيست ، با سازگاري و انعطاف بيشتري به زندگي روزمره بپردازد .
تفكر انتقادي
تفكر انتقادي ، توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است . آموزش اين مهارتها ، نوجوانان را قادر ميسازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانههاي گروهي مقاومت كنند و از آسيبهاي ناشي از آن در امان بمانند .
مقابله با هيجانات
اين توانايي فرد را قادر ميسازد تا هيجانها را در خود و ديگران تشخيص دهد ، نحوه تأثير هيجانها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي به هيجانهاي مختلف نشان دهد . اگر با حالات هيجاني ، مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود ، اين هيجان تأثير منفي بر سلامت جسمي و رواني خواهد گذاشت و براي سلامت پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت .
توانايي مقابله با استرس
اين توانايي شامل شناخت استرسهاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است . شناسايي منابع استرس و نحوه تأثير آن بر انسان ، فرد را قادر ميسازد تا با اعمال و موضعگيريهاي خود ، فشار و استرس را كاهش دهد .
برچسبها:
مهارتهاي زندگي
۱۳۸۹ مرداد ۸, جمعه
8 مرداد سالروز مرگ بلاش اول شاه با تدبير اشكاني
بلاش اول شاه انتخابي ايران در دوران اشكانيان، سي ام جولاي سال 77 ميلادي درگذشت. وي كه غربيها نامش را Vologeses مينويسند منسوب به مادها (مردم شمالغربي ايران- ساتراپي ري و مناطق واقع در غرب آن) و يكي از شاهان با تدبير ايران باستان بود و 27 سال سلطنت كرد. وی دو برادر به نامهای تیرداد و پاکرو داشت که پاکرو را حاکم پارت کرد و سپس خواست تا ارمنستان را برای تیرداد تصرف کند . ارمنستان در ابتدا سر تسلیم فرو آورد ، اما چندی بعد به دلیل شیوع بیماری واگیردار مهلکی بلاش مجبور به عقب نشینی شد . در جنگهای زیادی که درزمان بلاش بین ایران و روم بر سر ارمنستان در گرفت عاقبت دو دولت توافق کردند که تیرداد برادر بلاش ، شاه ارمنستان باشد اما تاج خود را از قیصر روم بگیرد . پس در سال 66 میلادی تیرداد به همراه خانواده اش به همراه 3000 تن از نجبا برای دریافت تاج از قیصر به ایتالیا رفت . تیرداد برطبق مراسم رومی میبایست بدون شمشیر به حضور قیصر حاضر شود . اما چون تیرداد راضی به اینکار نشد . قرار شد که با شمشیر برود اما تیغه شمشیر به غلاف آن میخکوب گردد . بدینگونه تیرداد تاج خود را از نرون گرفت و بازگشت . بلاش اول برخلاف برادران و پدرانش به کشتار خاندان خود نپرداخت ، و بر عکس برادران خود را با کوشش بسیار حاکم نواحی مختلف ساخت . وي در ژوئيه سال 76، يكسال پيش از اين كه فوت شود دستور داده بود «اوستا» به صورت كتاب درآيد كه اين كار او را بعدا اردشير پاپكان تكميل كرد. برای اولین بار در زمان اوست که نقش آتشکده و موبد بر روی سکه ها دیده می شود . ۱۳۸۹ مرداد ۵, سهشنبه
پاركور (Parkour) چيست ؟
پاركور يك ورزش و هنر است ، هنر جابجايي . براي مثال يك فرد عادي وقتي به يك ارتفاع ميرسد دنبال پله براي پايين آمدن از آن ميگردد ، اما يك پاركور كار از آن ارتفاع ميپرد. يك آدم عادي وقتي به يك مانع ميرسد مسيرش را عوض ميكند ، اما يك پاركور كار آن مانع را با يكي از حركات پاركور پشت سر ميگذارد . اين كار در قالب ورزش انجام ميشود نه زندگي روزمره !پاركور مثل همه ورزشهاي ديگر ، دنيايي از تكنيك و فلسفه است . يك انسان عادي وقتي از ارتفاع 4 متري بپرد بدون شك آسيب ميبيند ، در حالي كه يك پاركوركار به سادگي از آن ارتفاع ميپرد بدون اينكه كوچكترين آسيبي ببيند . او با استفاده از فنون پاركر فشار وارد بر پاها را دفع ميكند و صحيح و سالم ميرود . به بيان رسميتر پاركور يعني رفتن از نقطه A به B در سريعترين زمان با استفاده از تواناييهاي بدن انسان . پاركور در ايران ورزش جاافتادهاي نيست و خيليها تا حالا اسم آن را هم نشنيدهاند .
پاركور مثل ساير ورزشها ذهن را آزاد و استرس را به شدت كاهش ميدهد . به ما ياد ميدهد چطور با مشكلات زندگي مبارزه كنيم ، چون كمكم ياد ميگيريم كه نبايد بعلت وجود يك مانع مسيرمان را عوض كنيم ، بلكه بايد مانع را از سر راهمان برداريم .
پاركور در دسته ورزشهاي بسيار خطرناك قرار نميگيرد ، ولي ورزش خطرناكي است و بايد در آن سياست ، صبر ، خودباوري ، شجاعت و ... داشته باشيم كه همه اينها با تمرين بدست ميآيد . براي انجام تمرينهاي مطلوب پاركور بايد كمي آمادگي بدني (انعطاف و وزن مناسب و ...) داشته باشيم ، ولي با نداشتن اينها هم ميتوانيم تمرينهاي پاركور را در حد خودمان انجام دهيم .
عدهاي فكر ميكنند پاركور يعني بيكله بودن ! وقتي پله هست چرا از ديوار بپريم ؟در جواب بايد گفت كه وقتي ميتوانيم با هليكوپتر يا تلهكابين بالاي كوه برويم پس چرا كوهنوردي ميكنيم ؟ پس ميبينيم كه ذات ورزش همين است و ذات پاركور هم مثل ساير ورزشها گذر از موانع است .
۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه
۱۳۸۹ تیر ۲, چهارشنبه
رازهايي براي رسيدن به حقيقت زندگي
تمامي آنچه كه به منظور خوشحالي و خوشبختي واقعي بدان نياز داريم ، در درون ماست .
راز دوم :
تصوير ذهني درست از خود ، ما را به حقيقت زندگي هدايت ميكند . هر انساني ، يك تصوير ذهني از خود دارد كه من كيستم و چه ميتوانم انجام دهم ؟ تصوير ذهني هر انساني ، پايه اصلي شخصيت و رفتارهاي اوست . بعبارت ديگر ، تصوير ذهني ما از خود ،نشانهاي از احساس فضيلت و بزرگي ما ميباشد و نشان ميدهد كه چه كارهايي از ما ساخته است و چه كارهايي از ما ساخته نيست . انسانها حقيقت زندگي را با تصويرهاي ذهني خود ميسازند . آري تصوير ذهني زيبا از خود ، موفقيتها را ميسازد و موفقيتها باعث بهتر شدن تصوير ذهني انسان از خود ميگردد . تصوير ذهني ما از خودمان ، نمادي از مجموعه باورهاي ما در فضاي زندگي است .
راز سوم :
هدف زندگاني ، آن است كه تمام تواناييهاي بالقوه خود را بعنوان يك انسان خلاق بشناسيم و آنها را شكوفا كنيم و بهترين خويشتن خويش را از خود ظاهر كنيم و به بيشترين رشد و شكوفايي برسيم .
راز چهارم :
تغيير در وجود ، نه تنها ممكن و ميسر است ، بلكه اجتناب ناپذير است ؛ زيرا تا ما تغيير نكنيم زندگيمان تغيير نميكند .
راز پنجم :
تمام مشكلات ، موانع و مصائب زندگي ، در واقع درسهايي هستند كه به انسان ميآموزند و انسان را ميسازند . آنها فرصتهايي در لباس مبدلاند . حتي گاهي مشكلات ، الطاف خفيه خداوند هستند كه باعث رشد و شكوفايي انسان ميشوند . پس اين الطاف را گرامي بداريم و از آنها درس بگيريم .
راز ششم :
ترس و ترديد ، سرزندگي و نشاط را از انسان ميربايد . با باورهاي عالي و توكل بر خداوند ، هرگونه ترس و ترديد را از فضاي فكر خود دور كنيم و در وادي يقين و عشق ، محكم و استوار به جلو برويم و زندگي پرحاصلي را در محضر خدا و كائنات خلق كنيم .
راز هفتم :
مادامي كه خودمان را دوست نداشته باشيم و به خودمان عشق نورزيم ، نميتوانيم به كسي عشق بورزيم و از عشق ديگران نسبت به خود بهرهاي ببريم . پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقديم كنيم تا بتوانيم مظهر عشقورزي براي ديگران باشيم .
راز هشتم :
تمامي ارتباطات ما با كائنات و ديگران ، آيينههايي هستند كه خود ما را نشان ميدهند و تمامي مردم ، آموزگاران ما به حساب ميآيند . پس با خودباوري و اعتماد به نفس ، زيباترين رابطهها را برقرار كنيم و از كليد طلايي ارتباطات ، براي باز كردن هر در بستهاي در زندگي استفاده كنيم و موفق شويم .
راز نهم :
سعادت واقعي در زندگي ، در نحوه عكسالعمل ما در مقابل رخدادها و حوادث زندگي است ، نه در بخت و اقبال . بنابراين خود را زندگي خود بدانيم و تقصير را به عهده ديگران نيندازيم تا بتوانيم با عكسالعملهاي مناسب ، حقيقت زيباي زندگي را به واقعيت قابل قبول تبديل كنيم و به خوشبختي و سعادت برسيم .
راز دهم :
حقيقت زندگي ، بر مبناي عشق الهي استوار است . انسانهاي موفق و كامياب ، وجود خود را با عشق الهي ، جذاب و منور ميكنند و با تقديم عشق به انسانهاي ديگر و به كل كائنات ، به زندگي سعادتمندانهاي ميرسند .
راز يازدهم :
از آنجايي كه انسانها در مسير زندگي گاهي از اجراي درست قانونمنديهاي زندگي غافل ميشوند و با انديشههاي غلط و القائات منفي ديگران ، از مسير درست زندگي به بيراهه ميروند ، بنابراين ارزيابي مستمر كيفيت زندگي و اصلاح لحظه به لحظه خود ، مي تواند انسان را در مسير درست و رسيدن به حقيقت زندگي هدايت كند .زيباترين معيار ارزيابي كيفيت زندگي ، اين است كه در پايان هر روز ، از خود سؤال كنيم كه آيا من روز پرحاصلي داشتم و از لحظههاي زندگي خود لذت بردهام ؟
از آنجايي كه انسانها در مسير زندگي گاهي از اجراي درست قانونمنديهاي زندگي غافل ميشوند و با انديشههاي غلط و القائات منفي ديگران ، از مسير درست زندگي به بيراهه ميروند ، بنابراين ارزيابي مستمر كيفيت زندگي و اصلاح لحظه به لحظه خود ، مي تواند انسان را در مسير درست و رسيدن به حقيقت زندگي هدايت كند .زيباترين معيار ارزيابي كيفيت زندگي ، اين است كه در پايان هر روز ، از خود سؤال كنيم كه آيا من روز پرحاصلي داشتم و از لحظههاي زندگي خود لذت بردهام ؟
با اجراي درست رازهاي حقيقت زندگي ، به اين نتيجه ميرسيم كه تمامي آنچه كه براي خوشحالي و خوشبختي واقعي در زندگي به آن احتياج داريم ، هم اكنون از آن ما و در اختيار ماست و ما بايد هوشيارانه قانونمنديهاي رسيدن به حقيقت زندگي را اجرا كنيم تا بتوانيم از مواهب الهي استفاده كرده و از لحظههاي زندگي در مسير كمال لذت ببريم .
۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه
معرفي كمپاني : تامي هيلفايگر (TOMMY HILFIGER)
در 24 مارس سال 1951 ، در شهر كوچك الميرا در ايالت نيويورك پسري به نام تامي هيلفايگر متولد شد . او در يك خانواده روسي كاتوليك بزرگ شد . تامي دومين فرزند از نه فرزند خانواده بود و از سنين جواني به مد و لباس علاقه داشت و ميدانست كه در آينده در اين زمينه كار خواهد كرد . تامي استعدادي ذاتي در مد و تجارت داشت و همانطور كه به تحصيل ادامه ميداد ، در سال 1969 هنگاميكه 18 ساله بود ، تصميم گرفت تا فروشگاه لباس كوچكي را افتتاح كند . او كار خود را با 150 دلار آغاز كرد و اولين محصولاتش 20 جفت شلوار جين بودند . تامي هميشه با هدف كالايي براي مردم كار ميكرد (همان چيزي كه در آگهيهاي بعد او ديده ميشود) . او فروشگاهي با نام «مكاني براي مردم» را در شمال ايالت نيويورك افتتاح كرد كه بيشتر نوجوانان از آن استقبال ميكردند و آن مكان محلي هيجانانگيز براي آنها بود . پس از مدتي تعداد آن فروشگاهها را به ده فروشگاه رساند .او هر هفته به شهر نيويورك ميرفت تا شلوارهاي جين و مدل شلوارهايي را كه از زير زانو گشاد ميشد و در شهر او وجود نداشت ، تهيه كند و آنها را در فروشگاه خود به فروش برساند . مردم آنطور كه انتظار ميرفت ، از اين شيوه استقبال نكردند و هنگاميكه هيلفايگر 25 ساله بود ، فروشگاههاي «مكاني براي مردم» با شكست مواجه شد ، اما او پس از اين عدم موفقيت ، تجربه خوبي كسب كرد و در سال 1979 به همراه همسرش به شهر نيويورك سفر كرد تا شانس خود را در طراحي لباس امتحان كند . او مدتي به عنوان دستيار دو طراح بزرگ و برجسته ، كالوين كلين و پري اليز به آنها كمك كرد . هيلفايگر در نيويورك با «موهان مورجاني» كه امتياز طراحي شلوار جين گلوريا وندربيلت Gloria Vanderbilt را داشت ، ملاقات كرد . مورجاني جون در حال ورشكستگي بود ، شركت را به قيمت بسيار پاييني ميفروخت . پس تامي به كمك دو تن از دوستانش اين شركت را خريداري كرد و يك سال بعد آن را با نام كمپاني تامي هيلفايگر Tommy Hilfiger Inc به ثبت رساند و از سال 1982 تا 1989 رئيس اين شركت بود . طرحهاي هيلفايگر باعث شهرت شركت شد و او را به برند معروفي در جهان بدل كرد . تامي از سال 1984 لباسهايي با برند تامي طراحي كرد و برند مخصوص خود را در سال 1985 افتتاح كرد . او در حال حاضر (از سال 1992) مدير اين شركت ، رئيس افتخاري هيئت مديره (از سال 1994) و طراح اصلي كمپاني است .هيلفايگر شركت خود را كه كارش را از لباسهاي ورزشي و جين آغاز كرده بود ، به انواع لباسهاي مردانه و كت و شلوار ، لباسهاي زنانه ، بچهگانه ، كفش ، عينك ، عطر و لوازم منزل گسترش داد .هيلفايگر در اوايل كارش و در نخستين تبليغ خود اعلام كرده بود كه او در كنار پري اليز ، رالف لورن و كالوين كلين بزرگترين طراحان مردانه آمريكايي را تشكيل ميدهند . اين تبليغ سه ميليون دلار براي او خرج داشت .اگرچه اين ادعا در آن زمان زود بود ، اما از حقيقت دور نبود و او پس از مدتي به يكي از معروفترين و بهترين طراحان آمريكايي بدل شد . فروش لباسهاي تامي در سال 1990 به 25 ميليون دلار رسيد .
تامي در اولين دور جوايز مد و موسيقي VH1 كه در سال 1995 برگزار شد ، جايزه طراح برتر را دريافت كرد و در همين سال انجمن طراحان مد آمريكا او را بعنوان بهترين طراح مردانه سال 1997 انتخاب كرد .در سال 1998 كالج طراحي پارسونز در نيويورك به او جايزه طراح سال را اهدا كرد . هيلفايگر جوايز بسياري هم از مراسم «فيفي» كه اسكار عطر محسوب ميشود ، دريافت كرده است . در سال 2002 نيز تامي بعنوان طراح برتر بينالمللي سال مجله مردانه GQ انتخاب شد .
برند تامي هيلفايگر بيشتر با نام تامي مشهور است . تامي كه از همسرش جدا شده است ، به همراه چهار فرزند خود در گرينويچ زندگي ميكند و تعطيلات خود را در يك خانه تابستاني در جزيره موستيك در درياي كارائيب ميگذراند . تامي در سال 2006 كمپاني خود را به دليل خسته شدن از فروش ، به مبلغ 6/1 ميليارد دلار به يك شركت سرمايهگذاري خصوصي به نام «آپاكس» فروخت . چند ماه قبل نيز مالك جديد كالوين كلين ، شركت تامي را با سه ميليارد دلار از آن خود كرد .
مجله پوشاك زنانه WWD اخيراً ليست سالانه 100 برند مشهور دنيا را اعلام كرد كه تامي هيلفايگر ، در اين ليست در رديف نخست قرار گرفت . در حال حاضر هيلفايگر علاوه بر بيش از 40 برند لباس ، محصولاتي از قبيل عطر ، كمربند ، روتختي ، لوازم منزل و لوازم آرايشي را در بيش از 60 كشور جهان توزيع ميكند و امپراطوري هيلفايگر بيش از 5/1 ميليارد دلار در سال درآمد دارد .
۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه
داغ دل
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
قیصر امین پور
اشتراک در:
پستها (Atom)





